مسئولیت پذیری/ دعوت به مسئولیت پدری و مادری

فرزندپروری مهارت های تربیت فرزند علی نوایی

مسئولیت پذیری (responsibility) و شاید بهتر باشد در این جا بگویم دعوت به مسئولیت پدری و مادری نقش اساسی و مهمی در فرزندپروری دارد.

پیامبر مهربانی ها، حضرت محمد (صل الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

همه شما مدیر و نگهبان و نسبت به زیردستان خود مسئول هستید.

پس امیر و امام نسبت به رعیت خود مسئولیت دارد؛

و مرد سرپرست خانواده است و نسبت به آنها مسئولیت دارد؛

زن نگهبان خانه شوهر و فرزندان اوست و نسبت به آنها مسئولیت دارد؛

خدمتکار نسبت به اموال سرور خود نگهبان و مسئول آن است.

آگاه باشید همه شما نسبت به رعیت خود و زیردستان خود مسئولیت دارید.

در این طرز تفکر، انسان مسئول است و در برابر همه موجودات مسئولیت دارد.

خانواده نیز همانند موجودی است که انسان مسئولیت دارد حقوق افراد آن را ادا کند، از آسیب رسیدن به آنها جلوگیری نماید و با آنها رفتار خوبی داشته باشد.

مسئولیت قبول کن، بگذار هر چه می خواهد پیش بیاید!

همه موجودات جهان به سوی جهتی در حرکتند.

این حرکت توسط خود انسان و به وسیله اختیار او انتخاب می شود.

بنابراین هر موجودی بالاخره این مسیر را طوری طی می کند، و فقط انسان ها در این مسیر آزاد و مختار هستند.

انسان ها در این مسیر برای جهت یابی حرکت خود نیازمند برقراری ارتباط با یکدیگر هستند، به همین جهت انسان موجودی اجتماعی است.

این اجتماع به طور کلی شامل

  • همسر
  • فرزند
  • خانواده
  • پدر و مادر
  • خویشاوند و فامیل
  • همسایه
  • همکار و عموم مردم و همنوعان می شود.

پس یک فرد به تنهایی نمی تواند برای برآورده نمودن نیازهای خود کاری کند.

تامین نیازهای جسم و روح

ما انسان ها هم در تأمین نیازهایی که مربوط به جسم مان است، و هم در تأمین نیازهایی که مربوط به روح و روان مان است، نیازمند همکاری و ارتباط برقرار کردن با دیگران هستیم.

به همین دلیل ما مدیون رابطه های خود هستیم.

رابطه هایی که با خود و با جامعه برقرار می کنیم.

اثر و کارآمدی رابطه های فردی و اجتماعی بی شک به حسّ مسئولیت پذیری مربوط است.

در سایه مسئولیت پذیری نسبت به رابطه هاست که حقوق بشر توسعه و معنا پیدا می کند و حتی تکنولوژی بیشتر به بشر خدمت می کند.

زیرا رابطه انسان ها و اجتماع رابطه ای هدفمند و متقابل است.

ما به همین دلیل در برابر رفتارهای خود مسئول هستیم.

زیرا این ما هستیم که رفتارهای خود را انتخاب می کنیم.

رشد و ارزشمندی انسان چه از لحاظ جسمی، و چه از لحاظ روحی و روانی به مسئولیت پذیری او ارتباط دارد.

مسئولیت رفتار ما نسبت به خود و اجتماع، رضایت و پیشرفت برای ما می آورد.

به عبارت دیگر، آنچه سرنوشت مرا به عنوان عضوی از اجتماع و سرنوشت جمعی ما را رقم می زند، ارتباط مستقیم با میزان مسئولیت پذیری ما نسبت به خود و دیگران دارد.

اگر این مسئولیت پذیری به درستی صورت بگیرد، شاهد رفتارهای کارآمد و اثرگذار خواهیم بود، و گرنه شاهد رفتارهایی ناکارآمد یا مخرّب هستیم.

بنابراین بی دلیل نیست که انسان ها از هیچ چیز به اندازه مسئولیت پذیری وحشت ندارند.

با وجود این، هیچ چیز به اندازه مسئولیت پذیری نیز باعث پیشرفت انسان ها نمی شود.

شیوه انتخاب رفتار

سخنان جالب توجه بسیاری در مورد پرورش فرزندان وجود دارد که یکی از آنها سخن جان ویلموت ادیب انگلیسی در قرن هفدهم است. او می گوید:

«قبل از آنکه ازدواج کنم در مورد تربیت فرزند شش نظریه داشتم،

اما اکنون شش فرزند دارم در حالی که هیچ نظریه ای در این زمینه ندارم!»

در این گفتار یک حقیقت بسیار مهم وجود دارد! اینکه هیچ چیزی مانند مسئولیت تربیت فرزند ما را وادار نمی کند که تلاش کنیم هر چیزی را یاد بگیریم.

مسئولیت پدری و مادری یعنی شیوه انتخاب رفتار درست با فرزند.

در حالی که ما معمولاً همان روشی را انتخاب می کنیم که والدین ما انجام می دادند.

به همین دلیل است که آنچه در برخورد با فرزند خود انجام می دهیم یا فکر می کنیم انجام دهیم، معمولاً مؤثر نیست.

زیرا در گذشته هم مؤثر و کارآمد نبوده است. با وجود این، ما هنوز همان کارها را انجام می دهیم.

ما و هر کس دیگری که نتواند با فرزند خود یا افراد مهم زندگی اش رابطه خوبی برقرار کند، شادمان نخواهد بود.

خدا، انبیاء، اهل بیت (ع)، تاریخ، تجربه همگی اثبات کرده اند که پدر و مادر در سرنوشت فرزند خود (کودک، نوجوان، جوان) تأثیرگذار هستند؛

یعنی در سعادت و شقاوت، و خوشبختی و بدبختی او دخالت مستقیم دارند.

اگر والدین به تربیت فرزند خود علاقه‌مند باشند، شیوه درست انتخاب رفتار آنها زمینه‌ساز تربیت صحیح فرزندشان خواهد بود، و این موجب سعادت او می گردد.

والدین زمینه ساز تربیت هستند نه علت تامه آن

متقابلاً اگر والدین به تربیت فرزند خود بی توجه باشند، شیوه انتخاب رفتار نادرست آنها زمینه ساز عدم تربیت صحیح او و در نتیجه بدبختی اش می شود.

البته باید این نکته را هم بیافزاییم که شیوه انتخاب رفتار پدر و مادر در سرنوشت فرزند زمینه ساز است، اما علت اصلی و کامل آن نیست.

زیرا فرزند می تواند با اراده خود مجدداً زمینه تربیت صحیح و ناصحیح خویش را انتخاب کند و به این وسیله خوشبخت یا بدبخت گردد.

بنابراین بحث در زمینه سازی تربیت است نه علت آن.

به عبارت دیگر بحث ما اینجا شیوه انتخاب رفتار والدین و نقش آن در تربیت و سعادت فرزندان است.

نه اینکه کسی از اول تا آخر زندگی مسئول تربیت فرزندش باشد و خود فرزندان هیچ تلاش و مسئولیت پذیری در این خصوص نداشته باشند.

تا اینجا گفتیم عملکرد تربیتی پدر و مادر در سرنوشت فرزند دخالت دارد.

پس مسئولیت و وظیفه والدانه ما اقتضا می کند که در تربیت فرزند خود با شیوه انتخاب رفتار درست، نقش مفیدی ایفا کنیم.

بنابراین اگر می­ خواهیم تغییری در فرزندمان ایجاد کنیم، اولین قدم را باید خودمان برداریم، نه او.

همه­ تغییرات از خودمان شروع می­ شود.

همه­ چیز از خودمان شروع می­ شود

بسیار خُب! اولین قدمی که در این مسیر باید بردارم، کدام است؟

خوبِ خوب به این پرسش فکر کنید و پاسخ خود را حتماً مکتوب کنید.

تلاش برای تربیت بچه­ ها پیش از تربیت خودمان، بی ­فایده است! زیرا آنها شبیه ما خواهند شد. بهترین راه ­حل برای تربیت کردن صحیح و شیوه انتخاب درست رفتار با بچه­ ها این است که اول خودمان را تربیت کنیم.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *