قالب وردپرس
چگونه از تشویق کردن برای فرزندانم استفاده کنم؟
چگونه از تشویق کردن برای فرزندم استفاده کنم؟
۱۳۹۵/۰۸/۱۷
چگونه فرزندانی حرف شنو داشته باشیم؟
۱۳۹۵/۰۸/۲۶

چگونه با فرزند خود رفتار کنیم؟

این سئوال که چگونه با فرزند خود رفتار کنیم؟ کاربرد بسیار زیادی دارد؛ من در این مقاله سعی دارم شما را با انواع رفتارهای درست آشنا کنم.

هر روز صبح دغدغه خیلی از ما والدین این است که چگونه با فرزند خود رفتار کنیم؟ تا بتوانیم با خیال راحت و بدون گریه، بدون نق زدن و غیره فرزند خود، صبح را به شب برسانیم. من نیز مثل خیلی از پدر و مادرها این دغدغه را داشتم.

هنگامی که من قصد ترک خانه را دارم، دختر کوچولوی من شروع به گریه می کند. دوست دارد یا من او را ترک نکنم. یا او را به همراه خود ببرم. در صورتی که خیلی اوقات هیچ کدام از این دو حالت فراهم نیست.

به نظرم نه تنها با کودکان بلکه با افراد دیگر نیز این مشکل وجود دارد. برای پیدا کردن راه حل این مسئله زمان زیادی وقت گذاشتم.

راه حل های زیادی را پیدا کردم. مدت ها تک تک آن ها را روی آدم های مختلف و سنین متفاوت به آزمایش گذاشتم.

دوست دارم آن چه را که به آن رسیدم را با شما به اشتراک بگذارم. من به چیزی رسیدم که رفتار ما را با فرزندمان و انسان های دیگر خیلی ساده و راحت تر می کند. تمام آن چه که برای تان خواهم گفت؛ در وجود ما قابل استفاده هستند.

الان چگونه با فرزند خود رفتار می کنیم؟

قبل از این که بگویم چگونه با فرزند خود رفتار کنیم؟ بهتر است ببینیم چگونه با فرزند خود رفتار می کنیم؟

تفاوت زیادی بین تلفن همراه و فرزند ما وجود دارد. تفاوت در این است؛ اگر من برای تلفن همراه خود ارزش قائل شوم در عوض آن وسیله برای من ارزشی قائل نمی‌شود. در حالی که فرزندم، من را ستاره‌ی زندگی اش می داند.

بنابراین، تنها یک موجود دوست داشتنی می‌تواند مرا بپذیرد که موجودی دوست‌داشتنی هستم. بنابراین دوست داشتن می‌تواند به طور دقیق‌تر تمایل به دوست داشته شدن تعریف شود. اما مشکل حل نشدنی دوست داشتن این‌جاست: چطور دوست داشته شویم و دوست‌داشتنی باقی بمانیم؟

معمولاً ما در بین افراد جامعه با توجه به جنسیتمان، سِنِّمان و موقعیت اجتماعی‌مان و غیره نقش مشخصی را ایفا می کنیم و باید وظیفه‌ی خودمان را در جامعه طوری ایفا کنیم تا تمامی جامعه به ما ارزش بدهند و ما را دوست داشته باشند.

ما هر روز برای ارزش وجودی خودمان در بازار آزاد خواسته‌های مان با دیگران رفتارهایی را به نمایش می گذاریم. این چیزی جز به وجود آوردن دغدغه ایی برای خود نیست. از جمله؛

  • او درباره من چگونه فکر می‌کند؟
  • آیا من دوست‌داشتنی هستم؟
  • او چقدرمن را دوست دارد؟
  • چند نفر عاشق من هستند؟
  • من چه کار کنم که من را دوست داشته باشند؟

پس ما به وسیله رفتارخود، آن هم با آشفتگی تمام، نسبت به دیگران توانستیم ابزار دوست داشته شدن را جمع‌آوری کنیم.

آیا این عملکرد ما خوب است؟

من به این عمل جمع‌آوری، توانایی گمراه کردن خود می‌گویم. چون ما تنها رفتارهایی را به معرض نمایش می گذاریم، تا با ذهن دیگران ارتباط برقرار کنیم.

ما این کار را انجام می‌دهیم تا آن‌ها ما را دوست داشته باشند. این نوع رفتار و ارتباط گیری با فرزندان مان هم صورت می گیرد.

اگر با چنین مشاهداتی تمام این دغدغه ها در خانواده و روی تک تک اعضای آن شکل بگیرد چه اتفاقی بین ما و فرزندان مان خواهد افتاد؟!

می‌توانیم دو حالت را در ذهنمان تصور کنیم:

۱) توانمندسازی آن ها؛ یعنی آن ها را در خانه مورد توجه قراردهیم. دیده شوند. و در نهایت محبت رشد خوبی در خانواده ایجاد می کند. پس او دوست داشته می شود.

۲) روند تشدید بد و بدتر شدن شرایط؛ یعنی ما می توانیم او را نادیده بگیریم. بی توجهی کنیم. با او سر لباس و غیره جار و جنجال به پا کنیم. در نهایت او دوست داشته نمی شود.

این موضوع تا کجا پیش خواهد رفت، نمی دانم. اما می دانم کار بسیار دشوار و خطرناکی است.

در صورتی که استادانی هستند که با تابلو گمراهی “دل شکستگی” در شبکه ها، سایت ها، خیابان ها، مجموعه ها و غیره توانایی های ما را به طور ناخودآگاه هدر می دهند. فرزندان ما را به طور حریصانه می بلعند. در آخر فرزندان مان نه تنها ما را نمی پذیرند بلکه در نظر آن ها بی ارزش هم می شویم.

از این به بعد چگونه با فرزند خود رفتار کنیم؟

راه دیگری برای رفتار کردن و دوست داشتن وجود دارد. اما؛

  • چگونه؟
  • چطور این نیاز حریصانه را به وسیله رفتارهای خود در فرزندان مان برطرف کنیم؟
  • برای پیدا کردن ارزش در میان فرزندان مان چه کار کنیم؟

همگی ما در رابطه بین خود و فرزندان مان وانمود می‌کنیم روابط محبتی کار ما را آسان‌تر می کند. آ

پس می‌خواهم “عمیقاً فرزندم را دوست داشته باشم”. تا بتوانم آن را در تک تک تصمیماتم، دخالت دهم.

یعنی به نوعی از آن استفاده ببرم. شاید هم بخواهم او را رهبری کنم. بنابراین من می‌خواهم ایده‌آل به نظر برسم تا فرزندم من را دوست داشته باشد. در مقابل من نیز می‌خواهم فرزندم ایده‌آل باشد تا من بتوانم از ارزش خودم اطمینان حاصل کنم.

من در این جا شما را با یک سری ابزارهای خدادادی آشنا می کنم. ابزارهایی که به سادگی بتوانیم با فرزند خود رفتار کنیم؟

 چگونه با فرزند خود رفتار کنیم؟

به نظر من انسان ها می توانند به چند طریق با هم رفتارکنند. به عبارت بهتر؛ می توانیم مفهوم خود را به وسیله راه های مختلفی بیان کنیم. تا در نهایت دوست داشته شویم.

برای این که دوست داشتن خودمان را نسبت به کودکانمان بهتر بفهمانیم؛ پیشنهاد می کنم بیاییم این روش ها را برای یک بار هم که شده آگاهانه امتحان کنیم. مطمئنم از اثرات آن در زندگی مان غافل گیر شویم.

ما با فرزند دلبندمان می توانیم به وسیله یکی از این روش ها رفتار کنیم.

بعد از شناخت این روش ها، یاد خواهیم گرفت؛ اگر ما آگاهی و شناخت خوبی از فرزند خود داشته باشیم، می توانیم رفتار خود را شناسایی کنیم. بنابراین با او به وسیله این رفتارها می توانیم ارتباطات خیلی بهتری را رقم بزنیم.

همان طور که از این روش ها شناخت پیدا می کنیم، در پی این موضوع هم باشیم که فرزند من، کدام رفتار بر او ترجیح و اولویت دارد. یعنی زبان رفتار با فرزند من کدام یک از این روش هاست.

بنابراین مطمئن باشیم، با رعایت مراحل زیر نتایج خوبی را از این ابزارها خواهیم گرفت. اگر نتیجه نگیریم، یعنی ابزارها را به طور کامل انجام نداده ایم.

  • ابتدا از فرزند خود شناخت خوبی باید کسب کنیم. (سن، جنسیت، جسم، روح)
  • از قبل نسبت به آن برنامه ریزی کنیم.
  • باید بدانیم از چه رفتاری استفاده می کنیم.
  • چگونه رفتار کردن با او را بشناسیم.
  • ترجیح و اولویت فرزند خود را پیدا کنیم. سپس اقدام کنیم.

چگونه با فرزند خود رفتار کنیم؟

با ابزار زبان، چگونه با فرزند خود رفتار کنیم؟

ضرب المثل کهنی می گوید: زبان این قدرت را دارد که زندگی ببخشد یا مرگ بیافریند.

زبان یکی از ابزارهای مهمی است که راه گشای این مساله است. البته می تواند مانع بزرگی هم باشد. حال با زبان چگونه با فرزند خود رفتار کنیم؟

همه ما به وسیله قدرت واژگان، می توانیم کارهای زیادی را انجام دهیم. داستان ابتدای این نوشته را یادتان هست.

من به وسیله زبان این مشکل را برطرف کردم. چگونه؟ هنگام خروج از خانه زمانی که کوچولوی من به سمتم می دود. من می نشینم.

خودم را به اندازه او می کنم. با بیان خودم اما به ادبیات او با او صحبت می کنم.

می گویم: الان من باید کلاس درس  بروم. زمان زیادی را آن جا باید بگذرانم. باید به کسانی که آمدند درس یاد بگیرند، درس بدهم.

تمام جزئیات و اتفاقاتی که قرار است برای من اتفاق بیافتد را برای او توضیح و توصیف می کنم. هر چند او از آن ها چیزی متوجه نشود.

بعد می گذارم خودش انتخاب کند. آیا می توانی این همه ساعت ساکت باشی و من درس بدهم؟ آیا می توانی این همه ساعت از مادر دور باشی؟ و غیره. از تک تک اتفاقات کار خود او را با خبر می کنم. سپس به او حق انتخاب می دهم.

با ابزار بدن، چگونه با فرزند خود رفتار کنیم؟

یکی از راه های بسیار آسان، ساده و قدرتمند برای این که چگونه با فرزند خود رفتار کنیم؟ بدن ماست.

ما می توانیم به وسیله نوازش، در آغوش کشیدن، بوسیدن، دست یکدیگر را گرفتن و غیره با بچه های خود رفتار کنیم.

همه ی فرزندان ما به تماس فیزیکی نیاز دارند و همه آن ها برای این که حقیقت «دوستت دارم» را احساس کنند باید از سوی والدین نوازش شوند.

زمانی که رو به روی هم با زبان در حال صحبت کردن با او هستم. دستان او را در دست خود می گیرم. گاهی اوقات پیشانیش را بوسه می زنم. در آغوشش می گیرم. به عبارت دیگر با دستان، لب ها، آغوش و دیگر اعضای خود با او رفتار می کنم.

با ابزار زمان، چگونه با فرزند خود رفتار کنیم؟

زمان سومین روشی است که می توانیم با به کارگیری آن مشکل؛ چگونه با فرزند خود رفتار کنیم؟ را رفع کنیم.

صرف زمان برای فرزندمان یعنی تمام توجه ما به اوست. هر چند با بزرگ تر شدن او این توجه دشوارتر خواهد شد. وقت گذاشتن یعنی این که ما یکی از اولویت های اصلی و مهم روزانه خود را به فرزندمان اختصاص دهیم.

با رشد او، این اولویت زمان بیش تری را خواهد برد. با اطمینان صد در صد می توانم بگویم زمانی که ما برای فرزندمان صرف می کنیم و با او می گذرانیم از هدیه های گران قیمتی که برای جبران نبود حضورمان تهیه می کنیم، بسیار ارزشمندتر است.

وقت گذاشتن یعنی تو برای من مهم هستی و از با تو بودن لذت می برم. وقت گذاشتن یعنی این که فرزند احساس می کند که شما متعلق به او هستید.

هنگامی که من قبل از ترک خانه، می نشینم برایش از مشکلاتی که نمی توانم بمانم و نیز نمی توانم او را همراه خود ببرم می گویم.

  • یعنی نوعی زمان برای او صرف کرده ام.
  • یعنی به او می گویم که برای من مهم هستی.
  • یعنی احساس تعلق را به او می رسانم.

با تمام این ها من در گفت و گوی خود با او به این نکته نیز توجه می کنم؛ به او می گویم:

اگر با من می خواهی بیایی، با این مشکلات مواجه هستیم؛ اما می توانم وقتی که آمدم فورا به هرجا که تو گفتی برویم.

یا اگر می خواهی من بمانم، پس نمی توانم به کارهای خود رسیدگی کنم. اما می توانم وقتی که آمدم وقت بگذارم و باهم بازی کنیم.

با ابزار چشم، چگونه با فرزند خود رفتار کنیم؟

چشمان ما یکی دیگر از روش های چگونه با فرزند خود رفتار کنیم؟ به شمار می آید. استفاده صحیح و درست از تماس چشمی می تواند از هزاران کلمه گویاتر باشد.

در ضمن این امکان را به ما می دهد که در هر زمان و مکانی با فرزندان مان رفتارلازم را داشته باشیم.

یکی دیگر از کارهایی که انجام می دهم؛ حفظ ارتباط چشمی با اوست. این ابزار بسیار مهم و نافذ است. فکر کنم الان متوجه شدید که چرا می نشینم و خودم را هم قد او می کنم. سپس شروع به صحبت با او می کنم.

با ابزار کار، چگونه با فرزند خود رفتار کنیم؟

یکی دیگر از ابزارهایی که می توانیم برای رفتار درست با فرزندان مان از آن استفاده کنیم؛ کارهایی است که به صورت روزمره آن ها را انجام می دهیم.

از قبیل آشپزی، مرتب کردن خانه، شغل بیرون از خانه و غیره. در صورتی که متاسفانه فرزند ما آن ها نمی بیند. نه تنها نمی بیند بلکه مزاحم کار ما نیز می شود.

من با کار کردن در بیرون یا داخل خانه در حال فراهم کردن خیلی از امور زندگی فرزندم هستم.

با خدمت و کار کردن نوعی از رفتار خود را بروز می دهیم. اما نشان دادن این رفتارها از اهمیت زیادی برخوردار است.

رفتارهایی که می گوید من چه خدمتی به فرزندم می رساند:

  • کار کردن در بیرون از خانه
  • سعی و تلاش خود
  • دوست داشتن آن ها و تعلق به خانواده
  • با کار کردن در خانه نیز با همکاری او هر چند خرابکارانه می توانم این منظور را برسانم.

البته پنهان نماند که این نوع ابزار ظرافت کاری های خودش را می خواهد. سعی می کنم در یک مقاله مفصل به آن بپردازم.

وظیفه پدری و مادری به نوعی خدمت کردن به فرزندانش است. انسان زمانی می تواند کاملا زندگی خود را هدفمند بداند که به نحوی در خدمت دیگران باشد.

روزی که تصمیم به بچه دار شدن می گیریم، در واقع برای خدمت شبانه روزی به فرزند خود ثبت نام می کنیم. قرارداد شما از این قرار است: نزدیک به بیست سال تلاش برای خدمت، به اضافه ی این که این قرارداد مادام العمر می باشد.

بنابراین ابزار پنجم ما برای رفتار درست با فرزندان مان کارهایی است که برای آن ها انجام می دهیم. هر چند که آن ها متوجه انجام این خدمات نیستند.

اما چگونگی آن را در مقاله ای مفصل تر بیان خواهم کرد.

با ابزار هدیه، چگونه با فرزند خود رفتار کنیم؟

مهم ترین هدیه ها با ابزارهای رفتاری تبدیل به بهترین نمادها می شوند.

اما زمانی هدیه پیام ما را به خوبی انتقال می دهد که از ابزارهای دیگر به خوبی استفاده کرده باشیم.

یعنی پدران و مادران باید موارد دیگر را با هدیه ترکیب کنند و در روابط شان از آن ها به طور صحیح استفاده کنند. تا بتوانند پیام خود را به وسیله هدیه ارسال کنند.

پیشنهاد می کنم بیاییم از ارزش هدیه های مالی و مادی خود کم کنیم و به ارزش هدیه های معنوی خود و فرزندان مان فکر کنیم و آن را افزایش بدهیم.

یکی از روش های خیلی ساده برای افزایش هدیه های معنوی، به کار گیری همین ابزارهاست. زمانی که من از این ابزارها برای رفتار درست استفاده می کنم در حال انتقال رفتاری محبت به فرزند خود هستم.

پس بهترین هدیه ای است که کمتر پدر و مادری از آن استفاده می کنند. کم یاب و پر ارزش.

اگر زبان رفتاری فرزند شما هدیه است؛ سعی کنید برای بهتر فهمیدن رفتارهای هم، از هدیه های معنوی بیشتر از هدیه های مادی استفاده کنید.

اگر مایل هستید که بیش تراز این ابزارها و کارکرد آن اطلاع پیدا کنید، کافی در قسمت دیدگاه ها به ما اطلاع دهید تا به وسیله آموزش های بیشتر عملکرد خودتان را بتوانید بهبود ببخشید.

اگر به این مساله برخوردید که چگونه با فرزند خود رفتار کنیم؟ فقط کافی این شش روش را به یاد بیاورید.

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ثبت نام دوره رایگان آموزش مهارت های تربیت فرزند
برای دانلود 6 درس کاملاً رایگان و کاربردی کافیست فرم زیر را تکمیل کنید
با پر کردن این فرم بلافاصله اولین درس این دوره ی رایگان برای شما ارسال می شود.
ثبت نام دوره رایگان آموزش مهارت های تربیت فرزند
برای دانلود 6 درس کاملاً رایگان و کاربردی کافیست فرم زیر را تکمیل کنید
ثبت نام در دوره رایگان آموزش مهارت های تربیت فرزند