قالب وردپرس

تربیت چیست؟ چرا و چگونه فرزند خود را تربیت کنیم؟

چگونه فرزندانی حرف شنو داشته باشیم؟
۱۳۹۵/۰۸/۲۶
چگونه با فرزند خود جر و بحث یا دعوا نکنیم؟
۱۳۹۵/۰۹/۰۴

تربیت چیست؟ چرا و چگونه فرزند خود را تربیت کنیم؟

تربیت از همان حرف‌هایی است که اکثر ما به صورت روزمره در کلام خود از آن بهره می بریم.

مثلاً می گوییم فلان بچه با تربیت است و فلان بچه بی تربیت! اما شاید بد نباشد که تعریف خوبی از تربیت داشته باشیم و ببینیم که واقعاً تربیت چیست؟

اجازه بدهید بحث را با یک مثال پیش ببریم. مثلاً‌ اگر یک پدر و مادر فقط وظیفه خود را درست انجام بدهند یعنی:

  • فرزند سالم به جامعه تحویل بدهند.
  • مدرسه خوبی از نظر رفاهی و آموزشی ثبت نام کنند.
  • نیازهای مادی او از قبیل: پول تو جیبی، خوراک، پوشاک، مسکن و غیره تامین را کنند.
  • به دیگران احترام و ادب را رعایت کند.
  • در نهایت اموری که مورد نظر والدین بوده رعایت شده باشد.

در کشور ما متداول است که گفته می شود تربیت آنها خوب است! در حالی که پدر و مادر فقط و فقط وظیفه خود را انجام داده اند! نه بیشتر!

معنای دقیق تربیت

اگر به معنای کلمه تربیت مراجعه کنیم، کلمه ای است که زیاد برای این مفهومی که ما به کار می بریم مناسب نیست.
مثلا کلمه تربی:

  • درباره ی گل و گیاه درست است چون بی اختیار و بی اراده هستند و آنها را تربیت می کنیم.
  • درباره کودک شیرخوار درست است چون هنوز اراده و آگاهی و استقلال ندارد، شما با او تعاملی ندارید و حالت یک طرفه است.
  • درمورد خداوند متعال هم درست است چون او اداره کننده ی عالم است و مقدرات عالم را او تعیین می فرماید.

در صورتی که درباره ی انسان و روابط انسانی، تاثیر گذاری هایی که نامش تربیت است یک غلط مصطلح است. یعنی معنای لفظی تربیت غیر از معنی اصلی آن است که همه ی مردم آن را به کار می برند.
در عین حال ما می پذیریم که رشد دادن یک انسان یا کمک کردن به رشد یک انسان، باید همراه با نوعی آزادی و توجه باشد. این جا دیگر از کلمه تربیت نمی توان استفاده کرد.

تربیت چیست؟

اگر با کمی چشم پوشی، تربیت را (همان که معنای دقیق آن رشد دادن انسان است) بدانیم، آن وقت تربیت را در دنیای جدید این طور می‌توان تعریف کرد:

برآورده نمودن نیازهای نا مشخص انسان

رفع نیازهای نامشخص مفهوم خاصی دارد.

نیازهای مشخص، مثلاً یک پدر و مادر باید نیازهای مادی آن ها را به درستی انجام بدهد اما نیازهای نامشخص، یعنی نیازهایی که مستقیم به ما ارتباط دارد مثل

  • قبل از این که پدر و مادر خوبی باشم، باید همسر خوبی باشم.
  • رفع نیازهای محبتی در خانه
  • وقت گذاشتن برای همدیگر
  • احترام به شخصیت انسانی
  • و….

نقش “خود” در تربیت

حالا ما می توانیم به همان معنایی که تربیت منظورمان هست و برداشت می کنیم به آن بپردازیم:
تربیت نوعی هدایت است، نوعی کمک به رشد دادن کودک است و این طور معنا کردن شاید دقیق نباشد زیرا من چه کاره هستم که شخصی را هدایت بکنم یا رشد بدهم؟
در قرآن داریم : هرکس را که دوست داری نمی توانی هدایت بکنی. خودشان باید بخواهند، این “خود” خیلی نقش دارد.

من هر وقت کلمه تربیت را می شنوم ، پشتم می لرزد و می گویم این “خود” دارد حذف می شود.
در علوم تربیتی می بینیم که این “خود” فرد حذف می شود.
در آموزش و پرورش در کلمه پرورش “خود” دارد حذف می شود.
کلمه پرورش اندام کلمه درستی است چون اندام در اختیار شماست. شما این قدر رفت و برگشت بازو را انجام می دهید تا پرورش بخشی از بدن شما محقق شود.
درباره انسانها نمی توان این لفظ را استفاده کرد. لذا کلمه تربیت را می خواهیم استفاده بکنیم و ترجمه خوب هم برای آن بکار ببریم.

از همین اول باید مواظب آسیب آن باشیم. آسیب آن این است که نقش فرد در آن حذف می شود.

حتی کسی که می خواهد تربیت بشود، دانش آموز یا کودک ما یا افرادی که در اطراف ما هستند ممکن است برای خودشان هم اشکال پیش بیاید که بگویند: شما ما را خوب تربیت نکردید.

فکر می کنند خُم رنگرزی است ما باید با اراده برویم و آنها را تربیت کنیم!!!!!
تربیت با توجه به اراده، آزادی، آگاهی و استقلال فرد، کمک کننده به رشد اوست. این را می توانیم برای معنای تربیت در نظر بگیریم.
از این به بعد هر موقع خواستیم از این کلمه استفاده بکنیم با هوشیاری از آن استفاده کنیم، به خاطر اینکه غلط رایج غلط نیست.
از تربیت یک جورهایی معنای هدایت فهمیده بشود کفایت می کند و ما استفاده می کنیم. ولی وقتی تربیت در علوم تربیتی می رود گاهی اوقات آزادی و استقلال و این شان انسانی در برنامه های تربیتی ملاحظه نمی شود.

چرا فرزند خود را تربیت کنیم؟

تربیت بحث ساختن انسان هاست. پدر و مادری که هدف های مشخص و مقررات همه جانبه ای دارند نمی توانند روش تربیتی خاصی نداشته باشند.

می دانم طرح و برنامه های زیادی برای ساختن فرزندمان در نظر داریم، البته فراموش نکنیم که این طرح و برنامه ها باید برای ساختن اجتماع نیز در نظر گرفته شود.

آیا تا به حال به این فکر کرده ایم که:

  • فرزند ما چگونه انسانی است؟
  • مدل فرزند ما چگونه مدل انسانی است؟
  • اگردر تربیت فرزند فقط هدف مشخص باشد کافی است! یا اینکه برای تربیت فرزند استفاده از متد و روش نیز مهم است !!!!
  • در تربیت کودک خود چه شیوه هایی را در دستور کار خود قرار می دهیم؟
  • در آن دستور العمل ها چه قدر واقع بینیم؟
  • تربیت های آموخته شده ی قدیمی با تربیت های امروز و فرزندان امروز ما چه قدر منطبق است؟

اشتباه رایج در تربیت

اولین مسئله ایی که پدران و مادران برای ساخت یک انسان باید به آن توجه کنند این است که نباید برای استفاده از روش های تربیتی از معلومات، اطلاعات و فرمول هایی که از دیگران می شنویم بدون بررسی آن ها برای مدل های تربیتی خود استفاده کنیم.

در نهج البلاغه امیرالمومنین علیه السلام خیلی زیبا این نکته را گوش زد می کنند:

علم دو نوع است:

یکی علم شنیده شده. همین اطلاعاتی که همه کم و پیش داریم. مدرسه، کوچه، بازار و … شنیدیم.

دیگری علمی که از طبیعت انسان سرچشمه می گیرد، علمی که انسان از دیگری یاد نگرفته و معلوم است که همان قوه ابتکار و تفکر اوست.

سپس امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند: اگر علم شنیده شده همراه با علم ابتکاری و تفکری نباشد، هیچ فایده ایی ندارد.

شاید این موضوع را در زندگی خود تجربه و درک کرده باشیم. شاید هم برخورد کرده ایم و رد شدیم. به آن توجه نکردیم.

مطمئنا ریشه آن اغلب بدی تعلیم و بدی تربیت است، نه اینکه استعدادش را نداشته ایم.

بلکه تربیت جوری نبوده که آن نیروی ابتکار و تفکر ما را به حرکت درآورد و پرورش بدهد. اکنون نیز فرزند ما را.

یک کلام ختم کلام؛ بدی شیوه تعلیم و تربیت در حال از بین بردن خلاقیت و تفکر انسان هاست. خصوصا فرزند ما.

پیشنهاد می کنم حتما این فیلم از تد را تماشا کنید:

برخی مثل سیستم آموزشی – حال به علت نقص استعداد و یا به علت نقص تربیت – نسبت به معلومات آموخته شده خود حکم ضبط صوت را دارند.

معلوماتمان فقط همین شنیده هاست و دیگر هیچ. اگر شاهد مثال می خواهیم می توانیم در تجربه های روزمره خود این را به وضوح بینیم.

روشن تر از همه ی مثال ها این است: هنگامی که به مساله ایی برمی خوریم،  مثلا جواب های غیر منتظره ای که از فرزندان مان دریافت می کنیم، دیگر لنگ و عاجز می مانیم.

اولین و مهم ترین اقدام برای تربیت

همه ما پدر و مادرهای عالمی را می بینیم که مغزشان جاهل است. یعنی خیلی چیزها را یاد گرفته ایم. خیلی هم اطلاعات خوبی داریم. در صورتی که در مورد به کار بردن آن، هیچ کاری از دست مان بر نمی آید.

این داستان معروف است، می گویند: یک وقت یک خارجی آمده بود ایران. با یک دهاتی روبه رو شد. این دهاتی خیلی جوابهای نغز و پخته ای به او داد. هر سوالی که می کرد، خیلی عالی جواب می داد. بعد او گفت: که تو این ها را از کجا می دانی؟ گفت: « ماچون سواد نداریم فکر می کنیم.» این خیلی حرف پر معنایی است: آن که سواد دارد معلوماتش را می گوید ولی من فکر می کنم. و فکر خیلی از سواد بهتر است.

پس یکی از مدل ها و شیوه های اصلی تربیت برای ساخت یک انسان، تفکر است.

کارکرد مغز و معده انسان

مغز انسان، درست حالت معده ی انسان را دارد. معده ی انسان باید غذا را از بیرون به اندازه بگیرد و با ترشحاتی که خودش روی غذا می کند آن را بسازد. باید معده آن قدر آزادی و جای خالی داشته باشد که به آسانی بتواند غذا را زیر و رو کند. اسید ها و شیره هایی را که باید ترشح نماید و بسازد. در صورتی که معده ای که مرتب بر آن غذا تحمیل می کنیم و تا آن جا که جا دارد به آن غذا می دهیم، دیگر فراغت، فرصت و امکان برایش پیدا نمی شود که این غذا را درست حرکت بدهد و بسازد. آن وقت می بینیم اعمال گوارشی اختلال پیدا می کند و عمل جذب هم در روده ها درست انجام نمی گیرد.

مغز انسان هم قطعا همین جور است. در تعلیم و تربیت باید مجال فکر کردن داده شود.

چگونه تربیت کنیم؟

باید به پدر و مادر ها قوه تفکر داد. باید به والدین به وسیله قوه تفکر، مجال تجزیه و تحلیل داد. تا در نهایت بتوانند انسان هایی تربیت کنند که تابع فکر خودشان هستند. زیرا اصل های تربیتی بدون تجزیه و تحلیل نه تنها امکان پذیر نیست، بلکه ما نمی توانیم یک روش صحیح را برای پرورش فرزندانمان داشته باشیم.

در تفکر، گذشته از نتیجه ای که خود انسان از فکر خود می گیرد، فکر صحیح و کاربردی خود را به نسلی دیگر نیز انتقال می دهد.

تربیت می تواند یا خود هدف باشد یا مقدمه ای برای هدفی باشد.

اگر خودش هدف باشد که نتیجه مثمر ثمر خود را دارد.

اما اگر مقدمه ای  برای هدف باشد، ما را آماده می کند برای امر دیگری.

و هر دوی اینها حاصل نمی شود مگر آن که قوه تفکر بدست آید. راه به دست آوردن تفکر در تعلیم و تربیت جز با تجزیه و تحلیل مهارت ها حاصل نمی شود.

قوه تفکر برای تربیت باید غربال کننده باشد

یعنی آنچه که وارد ذهن ما می شود چه از طریق شنیدن یا آموزش، که باعث باور ما می شود، باید قبل از عمل کردن به آن و یا رد نمودن آن به نقادی کردن، سبک و سنگین و ارزیابی و… آن بپردازیم. به بیان دیگر به جدا کردن سخن ضعیف و قوی، سخن کاربردی و غیرکاربردی و… آن توجه داشته باشیم.

پیامبر اکرم(ص)می فرمایند:برای جهالت انسان همین بس که هر چه می شنود نقل می کند.

یک پدر و مادر یکی از اولین قدم هایی که برای پرورش فرزندش باید بردارد این است که هر چه را که می شنود یا آموزش می بیند را غربال کند. مثل یک انسان خوش باور که خاصیت ضبط صوت و گرامافون دارد، عمل نکند.

اینکه فلان کس این را نقل کرده و ما به وسیله اعتبار آن شخص به آن مهر تایید بزنیم کافی نیست و نمی توانیم بگوییم چون آن فرد گفته معتبر است و باید به دنبال صحت مضمونی آن برویم و ببینیم آیا با منطق جور در می آید یا نه؟! (یعنی تجزیه و تحلیل کنیم)

ارزش مغز مداد

یک مداد اگر مغز نداشته باشد، هیچ ارزشی ندارد، فقط چوب است. ارزش یک مداد به مغز آن است. ارزش ما آدم ها هم به مغز و عقل و خرد است. اگر این خرد و عقل را کنار بگذاریم و اهل حساب و کتاب نباشیم ارزشی نداریم، فایده ای نداریم.

یکی از ناله های فرزندان ما به همین موضوع برمی گردد که ما در راه های تربیتی خود اهل تفکر نیستیم.

اگر اهل تعقل و اندیشه بودیم، اگر اهل درک بودیم امروز نه تنها فرزندانمان بلکه خود ما هم جایگاه خوبی در اجتماع داشتیم.

شما اگر می خواهید فرزندان توانمندی داشته باشید باید خودتان هم حداقل یک ویژگی و صفتی پیدا کنید تا آنها را بتوانید دعوت کنید تا آن ویژگی و صفت را پیدا کنند.

شما اول انگشت خود را در استمپ می گذارید و آن را جوهری می کنی و بعد پای یک قرارداد انگشت زده و آن را جوهری می کنی.

یعنی تا این انگشت خود جوهری نشود نمی تواند برگ کاغذی را جوهری کند.

یا درست مثل یک شمع که اطراف خود را روشن می کند، اما پای خودش تاریک است.

دلیل نپذیرفتن تربیت از طرف فرزندان

حال  می توانیم دلیل اینکه چرا بعضی مواقع فرزندانمان تربیت را نمی پذیرند را متوجه بشویم.
اگر فرزند ما  تربیت را نپذیرفت، اولین کسی متهم است خود ما هستیم چون که شاید هنوز آن صفت در ما پیدا نشده است، یا اینکه روش مان در تربیت درست نبوده است. ما اول باید ابتدا خود را و بعد از آن روش ها و در آخر اهداف تربیتی مان را متهم کنیم . اول باید مربی را متهم کنیم که با انگیزه های قشنگ جلو نیامده است . این بخاطر طرفداری از آدمهایی که تربیت را نمی پذیرند نیست، این به خاطر طرفداری کردن از فطرت است. فطرت انسان کشش دارد. اگر آن حرف را نگرفت، شاید به جا نبوده است. شاید قشنگ گفته نشده و یا از راهش وارد نشده ایم. اگر ما برای رشد بخواهیم دیگری را تربیت کنیم، اول خودمان را متهم می کنیم و بعد طرف را. در مرحله بعدی طرف مقابل باید مسئولیت تربیت یعنی رشد خودش را بپذیرد آن جا به خود آگاهی برسد و ببینیم مشکلش چیست که حقیقت را نمی پذیرد.

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ثبت نام دوره رایگان آموزش مهارت های تربیت فرزند
برای دانلود 6 درس کاملاً رایگان و کاربردی کافیست فرم زیر را تکمیل کنید
با پر کردن این فرم بلافاصله اولین درس این دوره ی رایگان برای شما ارسال می شود.
ثبت نام دوره رایگان آموزش مهارت های تربیت فرزند
برای دانلود 6 درس کاملاً رایگان و کاربردی کافیست فرم زیر را تکمیل کنید
ثبت نام در دوره رایگان آموزش مهارت های تربیت فرزند